كتاب ”راهنمای پروژه نويسي برای کودکان در موقعيت هاي بحران “

 اين كتاب در قالب هفت فصل و با ارائه دو پروژه به عنوان نمونه به بحث پروژه‌نويسي براي كودكان در شرايط بحراني مي‌پردازد. فصل اول به توضیح تجربه بم و آنچه در شرايط بحراني پس از زمين‌لرزه بر کودکان گذشت اختصاص دارد. هدف فصل دوم، آشنا کردن خواننده با بحران و انواع آن و نیز مفهوم مديريت بحران است و در همین فصل، ضرورت آمادگی برای مقابله با بلایا - خصوصاً محتمل‌ترين ‌آن‌ها در ايران، يعني زمين‌لرزه -  نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل‌هاي سوم و چهارم به نقش سازمآن‌هاي غير‌دولتي در آمادگي و مقابله با بحران، و چالش‌هاي پيش روي اين سازمآن‌ها در اين امر می‌پردازیم. فصل پنجم به محوریت کودکان برای حمایت و جلب منابع، لزوم توجه خاص به کودکان، و ارتباط کودکان با خانواده و جامعه در شرايط بحران اختصاص دارد. ضرورت آشنایی عملی با پروژه‌نویسی برای تامین منابع، تقسیم تجربه‌ها و جلوگيري از پراکنده‌کاری، موضوع فصل ششم است. فصل هفتم به مستندسازی برای تداوم فعالیت و فرهنگ‌سازی مي‌پردازد.

این کتاب جزئی از پروژه همکاری مشترک موسسه همیاران غدا و  save the children در شهر بم می باشد و امید است که در بهار 1384 چاپ و برای استفاده در اختیار افراد علاقمند قرار گیرد.

پیشگفتار

از اواخر قرن گذشته، به واسطه خسارات و تلفات زياد سوانح طبيعي، توجه سازمآن‌هاي دولتي و غيردولتي در كشورهاي توسعه‌يافته و در حال توسعه معطوف به شناخت ساز و كار اين سوانح و ايجاد تمهيداتي براي مديريت بر ‌آن‌ها گرديد. سازمان ملل متحد نيز با هدف فراهم آوردن زمينه تلاش جهاني براي نيل به محيطی امن در برابر سوانح طبيعي و كاهش آثار ‌آن‌ها، آخرين دهه قرن گذشته را «دهه بين المللي كاهش آثار بلاياي طبيعي» نام‌گذاري کرد كه يكي از اهداف هفت‌گانه اين دهه، مديريت بحران (= فاجعه) بوده است.

يكي از انواع بلاياي طبيعي زمين‌لرزه است كه مي‌تواند به بروز بحران منجر شود. زمين‌لرزه‌ها، همچون سایر بلاياي طبيعي، هميشه خطری جدي براي توسعه محسوب مي‌شوند. زمين‌لرزه‌ها به شکلی ناگهانی و تقريباً بدون اخطار قبلي رخ مي دهند، در زماني كمتر از يك دقيقه فاجعه مي‌آفرينند، حاصل سرمايه‌گذاري‌هاي طولاني را نابود می‌کنند و منابع ارزشمند توسعه را از بين مي‌برند. در طول قرن بيستم بيش از يك‌هزار زمين‌لرزه مخرب در هفتاد كشور جهان به وقوع پيوست. اين زمين‌لرزه‌ها جان 53/1 ميليون نفر را گرفت و خسارات مالي فراوان به بار آورد. هشتاد درصد از تلفات اين زمين‌لرزه‌ها مربوط به شش كشور چين، ايران، پرو، شوروي سابق، گواتمالا و تركيه بوده است.

طبیعی است که در امر آمادگی و مقابله با بحرآن‌ها و بلایای طبیعی، مهم‌ترین نقش و وظیفه بر عهده دولت‌ها است، ولی تجارب جهانی و کشوری به‌خوبی نشان داده که دولت‌ها به تنهایی قادر به پاسخ‌گویی به فجايع و مواجهه با چالش‌ها نیستند و باید از همکاری نزدیک مردم، نهادهای مدنی، تشکل‌های مردمی، موسسات علمی، بخش خصوصی و نیز نهادهای بین‌المللی برخوردار شوند.

گرچه فاجعه بم توجه سیاستمداران کشورمان را تا حدود زیادی به اهمیت نقش مردم و نهادهای مدنی معطوف داشت، متأسفانه در ساختارهای رسمی و همچنين در مقررات و برنامه‌های جاری کشور جایگاه مناسبی برای نهادهای مدنی در نظر گرفته نشده است. امید است مطالب این کتاب علاوه بر آگاه‌سازی، گامی کوچک در جهت ترغیب مسئولان دولت و سازمآن‌های بین المللی برای شناخت و توجه جدي به همکاری نهادهای مردمی و سازمآن‌های غیردولتی باشد.

 جدای از مشکلات محیطی که مانع مشارکت مؤثرتر و فعال‌تر نهادهای مدنی در برخورد سازمان‌یافته‌ با بحرآن‌ها است، مسائل داخلی تشکل‌های غیردولتی نیز مزيد بر علت است. نداشتن تخصص و مهارت، نبود برنامه ظرفیت‌سازی برای خود و جامعه، نداشتن ارتباط با مراكز تخصصي و دانشگاهي معتبر در امور بحران و مديريت بحران در داخل و خارج از كشور، و عدم بهره‌گيري مناسب از تجارب قبلی، از جمله مشکلات درونی اين نهادها و سازمآن‌ها است. علت اصلی این ضعف‌ها این است که در گذشته، دولت و سازمآن‌های بین‌المللی ظرفیت‌های بالقوه این بخش از جامعه را جدی نگرفته و انگیزه‌ای برای تقویت و نهادینه کردن فعاليت ‌آن‌ها در امر مدیریت بحران به‌وجود نیاورده‌اند.

در اين میان، توجه خاص به کودکان در موقعیت‌های بحرانی به دو دلیل عمده ضرورت دارد:

  • کودکان به علت آسیب‌پذیری و ناتوانی در حفاظت از خود، به‌ویژه در موقعیت‌های بحرانی، نیاز به حمایت دارند و کمک‌رسانی به آنان باید در اولویت قرار گیرد.

  • کودکان همیشه و همه جا، به‌ویژه در موقعیت‌های بحرانی، نقش محوری دارند و پذیرش این محوریت - به عنوان یک نگرش - سبب می‌شود که کمک‌رسانی به آنان در اولویت قرار گیرد. حمایت از کودکان، با توجه به جایگاه خاص آنان، حمایت از زنان، مادران، خانواده و در نتیجه جامعه را نیز شامل می‌شود.

  • تأکید بر مداخله در بحران با محوریت حقوق کودک، بر دو ضرورت مبتنی است:

  • آشنایی با حقوق کودک، زمینه‌های کار با کودکان در موقعیت‌های بحرانی را مشخص می‌سازد. آگاهی از نقش و اهمیت حقوق اساسی کودکان در موقعیت‌های بحرانی - یعنی آموزش، تغذیه، بهداشت، ایمنی، حمایت و مانند آن -  سازمآن‌های غیردولتی را در جهت ارائه خدمات مناسب‌تر یاری می‌کند.

  • ارائه طرح‌ها و برنامه‌های منطبق با حقوق کودک در حوزه مالی و بین‌المللی، از پشتوانه مستندی برای اجرا برخوردار می‌شود که به پذیرش این برنامه‌ها منجر مي‌گردد.

  • بدین ترتیب، آشنایی با مفاهیم مرتبط با بحران، نقش سازمآن‌های غیردولتی در این خصوص، اهمیت توجه ویژه به کودکان و نهایتاَ اشراف به مقوله‌های قانونی و حقوقی مرتبط با کودکان، فضایی را فراهم می‌سازد که سازمآن‌های غیردولتی بتوانند با به‌کار گرفتن ابزارهای مختلف، در نیل به اهداف انسان‌دوستانه خود موفق‌تر عمل کنند. ابزار معرفی‌شده در این کتاب، «پروژه نویسی» است.

تدوین پروژه‌های مناسب در سازمآن‌های غیردولتی، مزایای زیادی به همراه دارد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • برخورداری از پروژه موجب می‌شود که فعالیت‌ها در قالبی برنامه‌ریزی شده و هدفمند پیش بروند.

  • سند پروژه باعث جلوگیری از پراکنده‌کاری‌ها و دوباره‌کاری‌ها می‌شود.

  • سند پروژه سازمان غیردولتی را قادر می‌سازد که منابع مالی طرح را به ‌شکلی مؤثرتر و آسان‌تر تأمین کند.

  • مطالب تدوین شده در سند پروژه، قابلیت مستندسازی و ارائه به سایر سازمآن‌ها را نیز خواهد داشت.