نتايج بررسي و
تعيين وضعيت گروههاي فعال در بم *
رویا اخلاص پور
براي
بسياري از ما بي شك فاجعه 5 دي ماه بم، دردناك ترين و ناگوارترين حادثه
اي است كه در طول زندگي خود با آن مواجه بوده ايم. زنده به گور شدن دهها
هزار انسان در آستانه قرن بيست ويكم.
گاه با خود مي انديشم كه آيا در لحظه يكباره به زير خاك
شدن اين شهر آيا براي مردمان فرقي داشت كه ما در عصر مفرغ بوديم يا بخار
يا ارتباطات. بم آنچنان خسبيد كه گويي هيچ سده وهزاره اي بر ما نرفته است
.
اما تاريخ
دهها هزار ساله بشري نشان ميدهد كه آدمي آموخته است در ژرفناي رنج ودرد
فرصتي را براي آموختن، براي دوباره زيستن، جستجو كرد و بدين معنا فاجعه
بم فرصتي شد براي آموختن ، بويژه ما فعالان مدني براي همه ما
كه ادعاء
مي
كرديم مي خواهيم
كاري انجام دهيم و فرصتي نيست و نميگذارند، فرصت در عين دردناكي اش فراهم
آمد، ما بوديم و پشتوانه هزاران هزار انساني كه به ما اعتماد كردند و
مارا حمايت و
هدايت كردند. از اين فرصت چگونه استفاده شده است؟
اميدوارم
بتوانم گزارش موجزي از وضعيت
NGO
هاي ايراني كه به بم آمده اند خدمت شما دوستان عزيز ارائه كنم براي انجام
اين گزارش از همكاري آكسفام يك سازمان غير دولتي بين المللي و جناب آقاي
دكتر نمازي بهره برده ام .
اهداف اين
پژوهش شناسايي
LNGO
،NGO
هاي ايراني و
محلي ، شناخت
ويژگيهاي آنان،
براي مثال سابقه كار تعداد اعضا، منابع مالي وغيره ودر نهايت شناسايي
نقاط ضعف آنها به منظور ارائه برنامه هاي آموزشي براي افزايش توانايي
LNGO
ها بود.
ا توجه به اطلاعات موجود
تقريبا“ 30 NGO
بعد از زلزله در بم حضور داشته اند . مركز 4
NGO
در شهر بم بوده است كه 2 تاي آنها قبل از زلزله تاًسيس شده بودند .14
NGO از تهران.
2
NGO
از كرمان و بقيه از ساير
شهرهاي ايران و يا ايرانياني بودند كه از ديگر كشورها به بم آمده بودند.
اغلب
NGO
داراي سابقه كار كوتاهي بوده اند تنها 3
NGO 10 سال و
بيشتر سابقه كار داشته
اند.
و
بيش از 15
NGO سوابق كمتر از 3 سال دارند.
همانطور
كه مي دانيد، سازمانهاي غيردولتي معمولا“ به دليل محدوديت امكان
سعي
مي
كنند گروههاي هدف
معيني را براي اجراي پروژه ها و برنامه هاي خود انتخاب كنند.
اكثريت
NGO
هايي كه به بم آمده اند يعني 17
NGO
كودكان را به عنوان گروه هدف انتخاب كرده اند.
9
NGO
به مسئله زنان نيز توجه نشان داده اند كه تنها 3
NGO
ايجاد فرصتهاي شغلي و
بهبود معيشت زنان
بوده است.
3
NGO
با اهداف ارائه خدمات پزشكي حضور داشته اند.
NGO
ها معمولا“ با پروژه هاي معيني وارد يك عرصه كاري مي شوند، متاًسفانه
اغلب NGOهاي
ايران به دو دليل فقدان تجربه در رويائي با يك بحران و
فقدان منابع مالي
معين فاقد چنين پروژه هايي بوده اند، اغلب برنامه ها با توجه به موقعيت
موجود يعني امكان دريافت كمكهاي مالي مردمي طراحي شده است. به همين علت
حداقل 50% آنها در امر توزيع كالا از ابتدا تاكنون فعال بوده اند . 9
NGO
نيز پروژه هاي معين آموزشي را به ويژه براي زنان دنبال كرده اند. آموزش
مهارتهايي مانند خياطي و آرايشگري، آموزش مربيان كودك وآموزش خانواده ها.
NGO
هاي ايراني به ندرت داراي كاركناني با دستمزدهاي معين بودند. اغلب
نيروهاي آنها را داوطلبين بدون دستمزد تشكيل مي دهند.
21
NGO
اعلام كرده اند كه 61 % اعضا آنها زنان است و 80 % داوطلباني كه بعد از
زلزله در بم كار كرده اند نيز زنان هستند .
در اينجا به نظر
مي رسد كه حضور گسترده زنان بيانگر يك ديدگاه برابري طلب در زمينه جنسيت
در ميان NGO
هاي ايراني است. حداقل 18
NGO
صراحتا“ به برابری
حقوق زنان و
مردان
اعتقاد داشته که این
ويژگي در پروژه
هاي آنها نیز
به چشم مي خورد.
فقدان
گزارشات مكتوب و بي توجهي ما ايرانيها به كتابت همواره يك مشكل تاريخي
بوده است.
و
متاًسفانه
سازمانهاي غيردولتي نيز از اين امر مستثني نبوده اند تنها 5
NGO
داراي گزارشات سالانه هستند و بعد از حادثه بم نيز تنها 3 سازمان غير
دولتي داراي گزارشاتي مكتوب ومنظم در باره برنامه هاي بم بوده اند.
به نظر
ميرسد كه ضعف وناتواني
NGO
هاي ايراني يك امر بديهي باشد زيرا در بسياري از مناطق در حال توسعه از
جمله ايران، دولتها به طور سنتي سازمانهاي غير دولتي را به عنوان تهديدي
كه بايستي منكوب شوند نگريسته اند بنابراين فرصتهاي محدودي براي
فعاليتهاي مستقل غير دولتي وجود داشته، فقدان فرصت موجب شده است كه
سازمانهاي غير دولتي نتوانند تصوير روشني از توانييها و ظرفيتهاي خود
بدست دهند. در عين حال اين فقدان تجربه باعث شده است كه بسياري از
سازمانهاي غيردولتي تصور كنند كه به جز كمبود منابع مالي مشكل ديگري نـدارند.
تقريبا“ 11 NGO
اعلام كرده اند
كه فقدان منابع
مالي مهمترين مانع تكميل پروژه هايشان است.
اما تقريبا“ 6
NGO
نيز تحقيق كرده
اند كه آنها در باره مديريت سازماني يك نهاد غيردولتي ،
يك لجستيك خوب وسازماندهي داوطلبان بويژه در رابطه مديريت بحران دچار ضعف
هستند.
مشاهدات
همچنين نشان ميداد كه سازمانهاي غير دولتي در تشخيص نيازهاي مردم دچار
ناتواني هستند و نمي توانند پروژه هاي مناسبي را هم به لحاظ فني و هم به
لحاظ تناسب با نياز اجتماعي طراحي كنند .به لحاظ مديريت ماليNGO
ها نيز دچار مشكل هستند .غالبا“ صراحت وشفافيت براي ارائه منابع مالي
وهزينه ها وجود ندارد .
در هر
صورت تجارب قبلي نشان مي دهد كه
NGO
ها اگر نتوانند تصوير روشن و
دموكراتيكي از
ظرفيتهاي خود بدست دهند در معرض
خطرات متعددي قرار خواهند گرفت. آنها مي توانند تنها نقش سازمانهاي خيريه
اي
را داشته باشند
كه ناتواني مردم
را تشديد کرده وآنان را به صدقه گيرندگان تبديل كنند.
آنها مي توانند
تنها شعبه و شاخه اي از يك اقتدار دولتي باشند ودر بهترين
حالت نقش يك مهندس مشاور دولتي را داشته باشند.
ودر عين حال مي توانند به ميانجي گران سازمانهاي خارجي
تبديل شوند كه تنها از فرصتها براي بالا رفتن از پلكان موفقيت گروهي خود
استفاده كنند .
اما بي شك
مهمترين وظايف اين سازمانها كمك به بازگشايش فضاي عمومي براي ايجاد جو
پاسخگويي و مشاركت مردم در تصميم سازيهاست. ايجاد ظرفيت و توانايي براي
انجام فعاليتهاي اجتماعي توسط مردمان عادي، فعاليتهايي كه در كشور ما
اغلب جزء وظايف مردم يا حقوق مردم تلقي نشده است .
فاجعه بم
آزمون بم نيز بوده است اين بايستي بسيار جدي از سر گذرانده شود بايستي
آموزش ببينيم ودر اين آموزشها با ديگران سهيم شويم بايستي بتوانيم با
اتكاء به دستاوردهاي مشاركت مدرن، شفافيت و
پاسخگويي را در
درون سازمان خود در ميان مردم ترويج نماييم. در هر حال به عنوان يك فعال
مدني تصور مي كنم آزمون سختي را پيش روداريم براي همه ما بهتر است آن را
صادقانه و
منتقدانه پشت سر بگذاريم.
* این گزارش در نشست چارچوب برنامه همکاری
تشکلهای غیردولتی بم که در تاریخ 30 و 31 خرداد ماه 1383 در دبیرستان
دخترانه ریحانه شهر کرمان ارائه شده است.